تبلیغات
وبنوشته های یك ماما - فامیل شوهر نخووووون

ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

دارم جاری دار میشم رسما.

حالا فکر کن واسه اولین بار رفتیم خونه جاری جان مراسم بله برون. کلی شیکان پییکان کردیم که کم نیاریم.اونوقت امیر طاها خان تا پنج دقیقه نشستیم هوس بازی کرده.

وسط صحبت حاج آقا هی جیییییغ و لوس بازی و روسری کشااااان راه انداخته.بعد ما مجبور شدیم با آقا پسر بریم تو آشپزخونه.

حالا راضی هم نمیشه رو میز بشینه که. جییییییغ که بشین زمین.کف سرامیک نشستیم تنها تا آخر مجلس با یه موز بازی کردیم.همشو مالید به لباس ما.

موقع خداحافظی عروسو دیدیم بالاخره. تیپ ما هم که یه روسری کج و لباسمون هم  پر از لکه موز.چی فکر میکنه جاری حالا. کلی اعتماد به نفسش رفت بالا.(شعر گفتم)

کلا 2 دقیقه ندیدم زن عمو بچمو. حالا از اون روز هی خودمو میکشم قیافشو تصور کنم آخه دوریم خدا رو شکر.

خلاصه که حسابی این روزهامون گل گلی و شیرینه.این کارا هم مزه داره ها . آدم صبح پاشه صبحونه خورده نخورده آرایش کنه بره مهمونی و بعد شب بیاد خونه و دوباره فکر لباس فردا.حسابی خاله زنک شدم ها.

20 روز دیگه شیفتام شروع میشه. دعا کنید لطفا کار انتقالیم درست بشه.یک عدد جایگزین ماما برای بیمارستان نیازمندیم.


نبوووووووود؟؟؟؟




 




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1392 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :