تبلیغات
وبنوشته های یك ماما - داستان های هزار و یک آیودی!

ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

یکی از همکارام تعریف میکرد:

یه خانمی واسه IUD گذاشتن اومده بود .

رفت تو اتاق معاینه ما هم رفتیم اسپکلوم گذاشتیمو یهو تلفن زنگ زد.

داد زدن که خانم فلانی بیا تلفن واجبه.

ما هم دستکشو در اوردیمو رفتیم سریع تلفنو جواب بدیم بیایم.

بعد یکی دو دقیقه اومدیم دیدیم جا تره و بچه نیست خانمه رفته بود 

کل مرکزو گشتیم نبود که نبود

فرداش نشسته بودیم تو مرکز   دیدیم یه آقای عصبانی دادو بیداد کنان وارد شد 

گفتیم اقا چیه چی شده؟

گفت: آخه این چه دستگاهیه واسه زن ما گذاشتین؟ از دیروز تا حالا نمیتونه راه بره!

و ما  دوباره این شکلی شدیم

(نگو با اسپکلوم رفته بوده خونه)




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
برچسب ها: IUD، دستگاه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1389 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :