تبلیغات
وبنوشته های یك ماما - صندلی نو مبارک

ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

امروز رفتم مرکز واسه خداحافظی

کل پرونده هایی که از دیروز مونده بود کامل کردم وسایلامو جمع کردم

گفتم بچه ها من دارم میرم 

من دارم مییییییییرم

من دارم مییییییییییییییییییییییییی رم

همه خونسرد

آخه سرشون خیلی شلوغ بووود.

گفتم برم با داروخونه و صندوق خداحافظی کنم بعد میام اینور خداحافظی.

وقتی برگشتم صندلیم نبود  جاش یه صندلی پاره بدون چرخ بود

خداییش از رفتنم خیلی ناراحت شدنا نه؟





طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :