تبلیغات
وبنوشته های یك ماما - اندر احوالات این شیفتهای ما

ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

ستارمون با این هم شیفتیمون نمیخونه. اصلا قمر در عقرب واسه یه دقیقشه

شانس ما هر کی هم میاد یا باباهه هم بستریه ! یا بابا شهرستانه! یا بابا سر کاره !یا بابا زندانه !یا  کلا نمیدونن بابا چیه! کجاست !یا یهو میخوان سورپرایزمون کنن سه تا بابا با هم میاد

دیشب اومدم رضایت عمل بگیرم اسم همسر تو دفتر چه بیمه یه چیزه . از خانومه میپرسم یه اسم دیگه میگه . از به اصطلاح بابای محترم میپرسم یه اسم دیگه میگه منم از خودم نوشتم اسم پدر آمیتا باچان که لااقل بچه به یه جایی برسه ننه باباش که کلا فیلمن خو

اصلا هم دلم نمیخواد اون قسمت پارکینگ که کله گنده ها ماشین میذارن . همونجا  که نگهبان بیمارستان میاد زنجیرشو میزنه بالاها .اصلا هم دلم نمیخواد اونجا ماشین بذارم . گفته باشم




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 بهمن 1390 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :