تبلیغات
وبنوشته های یك ماما - سیسمونی خرون

ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
نمایش نظرات 1 تا 30
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

بعد 6 ماه یک هفته مرخصی گرفتم و افتادم دنبال سیسمونی خریدن و سر هر چیزی کلی حرص میخورم که مگه چه خبره این همه گروووونه آخه؟

مگه ما که از این قاشقای حرارتی نداشتیم هممون دچار سوختگی لب و لوچه شدیم؟

مگه ما که زانو بند نداشتیم چهار دستو پا که رفتیم پوست زانوهامون قلفتی کنده شد؟

مگه ما که صندلی غذا خوری 300 هزار تومنی نداشتیم الان نمیتونیم پشت میز غذا بخوریم؟ والا یه ملحفه بزرگ مینداختن کلی حال میکردیم از غذا خوردنمون.

کل ماشینمون حالا مثلا گرون شده 8 میلیون می ارزه اونوقت یارو میگه ست کالسکه و کریر و روروئک و صندلی خودرو میشه  سه میلیون و پونصد  حالا چون شما خریدارید و همین یه دونه از ایتالیا وارد شده میدیم 2/5    . گفتم من غلط کنم خریدار باشم  ممنوووووووووووووون بسییییییار.

در کل تصمیم گرفتم فقط چیزایی که واقعا لازمه بگیرم  هر چند پدرم  بنده خدا میگه اینا هدیه ماست و تو کاریت نباشه  ولی من  با این قرچولک بازیا کلا مخالفم.

راستی جوراباشم آبیه بچم. اما هنوز به خاطر شرایطم التماس دعای شدید دارم. 

دنبال استعلاجی هستم .

وخیلی خیلی  ممنونم از دوستای وبلاگیم که جویای حالم بودن




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مهر 1391 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :