ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

لذت این روزهای من شده دیدن بازتاب چرخ ماشینت توی میز تلوزیون.

شده چسبوندن پای غورباقه کوچولوت.

شده مرتب کردن کفشهای کوچولوی توی کمدت.

شده درست کردت خوشمزه ترین سوپ دنیا با یه تیکه مرغ و هویج بدون ادویه برای تو.

شده یاد گرفتن شعر های بچه گانه برای خوابوندن تو.

شده پاک کردن اون لکه ی قطره ی مولتی ویتامین از روی یقه ی لباس تو.

شده گرفتن ناخن ها ت وقتی خوابی.

شده ......

این روزهای من چی شده؟

آپلود عکس رایگان و دائمی




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1392 توسط ماما | نظرات ()

یکی از روشهای تعیین روز تخمک گذاری روش ریتمیک یا تقویمی هست. این روش برای کسانی که به هر دلیلی نمیتونند از روشهای هورمونی یا مکانیکی برای جلوگیری استفاده کنند یه روش پیشگیری خوب محسوب میشه یعنی حدود تخمک گذاری زو تعیین میکنیم و اون روزها نزدیکی ممنوع.

البته درصد شکست این روش جلوگیری بالاست  و حدود 10 تا 36 درصده.

اما خیلی ها هم میتونن برای تعیین حدود تخمک گذاری استفاده کنند که در صد باردار شدنشون تو این روزها میره بالاتر.

برای اجرای این روش باید به مدت 6 ماه فواصل بین پریود رو داشته باشیم. یعنی شروع پرود تا شروع پریود بعدی.

6 تا عدد به دست میاد که کوتاهترین و بلندترین رو در نظر میگیریم.

از سیکل کوتاه 18 روز کم میکنیم و از سیکل بلند 11 روز کم میکنیم.

روز وسط این روزها احتمال تخمک گذاری بیشتره.در روز تخمک گذاری ترشحات بدن متفاوت (لزج و با خاصیت کشسانی و رنگی شبیه سفیده تخم مرغ) هستند و دمای پایه ی بدن هم میره بالا.

تحقیقات ثابت کرده احتمال پسر شدن در روز تخمک گذاری بیشتر و  دو روز قبل و بعدش احتمال دختر شدن نطفه بیشتر میشه.







طبقه بندی: تعیین جنسیت جنین،  جلوگیری از بارداری،  دوران بارداری، 
برچسب ها: تخمک گذاری، تعیین جنسیت، روش ریتمیک، جلوگیری از بارداری،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1392 توسط ماما | نظرات ()

این 7 ماه مثل یه چشم به هم زدن گذشت و من هنوز به این وضیت عادت نکردم.

اون وقتها که امیر طاها فقط شیر میخورد  راحت تر بودم انگار . الان همه ی فکرم غذای این بچه شده. اگه کسی بگه لاغر شده که دیگه اعصاب برام نمیمونه.

شیر میخورد تپل تر بود .

این روها خیلی به نرفتن سر کار فکر میکنم . به اینکه من باید حداقل 20 سال دیگه کار کنم تا بازنشسته بشم و اینکه اصلا ارزششو داره یا نه؟

بعدش یادم می افته چقدر مامای بیکار داریم که از خداشونه همین کار منو داشته باشن.

بعدش دوباره یاد همکارام که همسن مامانم هستن می افتم که هنوزم دارن شیفت شب کار میکنن و چقدر شکسته شدن.

بعد یادم می افته که تازه از پیمانی به پرسنل رسمی تبدیل شدم .

خلاصه اینکه همش دارم با خودم کلنجار میرم که سر کار رفتن من به نفع زندگیمه یا نه؟

گذاشتن امیرطاها پیش مامانم یا مهد بیمارستان به نفعمه یا نه؟

اصلا زندگی میچرخه بی حقوق؟ هر چند که این 7 ماه چرخید. 

نمیدونم ؟ سخته تصمیم گیری واقعا.




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
برچسب ها: ماما، کار، خانه داری، تصمیم گیری،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic