ماما

وبنوشته های یك ماما
اینجا یه چیزایی پیدا میشه واسه خوندن!
مشاوره تلفنی مامایی

مشاوره مامایی

تو مرکز ما فقط یه ترازو هست که سالمه و بیشتر واسه باردارا استفاده میکنیم ولی چون دم در هر کی از در میاد تو میره روش خیلی کثیف میشه

یه برگه زدیم بالاش که{لطفا با کفش روی ترازو نروید} 

دیروز دو تا خانم که به نظر همسایه بودن با هم اومدن تو اتاق یکیشون میخواست بره رو ترازو .کاغذرو دید اشاره کرد به اون یکی.

اون یکی گفت:برو با کفش بابا مگه  کفشت چند کیلو هست حالا!

بعدا نوشت:دوستم میگه تو این منطقه فقط در صورتی که یه خنجر بذاریم رو ترازو هر کی با کفش بره روش بره تو شکمش و چند تا کشته بده یه چیزی یادشون میمونه

اما من هنوز به نظر اون اعتقاد پیدا نکردم .تلاشمو میکنم.




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
برچسب ها: ترازو، مرکز، خاطرات، ماما،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط ماما | نظرات ()

اومده بود واسه تشكیل پرونده بارداری

هی میگفت خانم پرستار به من.

چند دفعه وسط حرفام غیر مستقیم گفتم ما اینجا همه ماما هستیم 

بازم گفت: خانم پرستار

اون وقت یكی از مریضا از تو اتاق معاینه دوستمو(اونم ماماست) صدا میكنه:  خانم دكتر .... مریضتون منتظره .

و من

و خانم بارداره: خانم پرستار دفعه بعد كی بیام؟




طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان، 
برچسب ها: پرستار، ماما، خاطره، خاطرات، درمانگاه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 توسط ماما | نظرات ()
درباره وبلاگ
سلام من یه ماما ام که تو یه مرکز بهداشتی کار میکردم حالا اومدم تو بیمارستان اگه سوالی در مورد مامایی ،بارداری ،زنان ،زایمان و خلاصه هر چی که به زنان ربط داره دارید در سایت مشاورماما بپرسید یا با شماره های مرکز مشاوره تماس بگیرید.گاهی اونجا هم شیفتم آخه .اینجا بیشتر خاطرات کاریمه فعلا.
ممنون
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
امکانات جانبی
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic